گریه مسعود فروتن در برنامه واشقانی اشک همه را دراورد +فیلم

حضور اخیر مسعود فروتن، هنرمند نامآشنای عرصه تصویر، در یک برنامه گفتگومحور با لحظاتی همراه شد که فضای استودیو و مخاطبان را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد؛ لحظهای که بغض فروخورده این چهره باسابقه هنگام سخن گفتن از انزوای درونی شکست و اعترافی تلخ درباره تنهایی آدمی در روزگار معاصر بر زبان آورد.
گریه مسعود فروتن در برنامه واشقانی اشک همه را دراورد
فروتن در این گفتگو با صدایی لرزان، از فقدان همدم برای تقسیم کردن لحظههای شاد سخن گفت و از گسست پیوندهای عاطفی میان آدمها و فاصلهای که روزبهروز میان خانوادهها عمیقتر میشود ابراز تأسف کرد.
عبارت کوتاه اما سنگین او که گفت «ما نسل تنهایی شدیم»، فراتر از درد دل یک هنرمند کهنسال، بازتابدهنده واقعیت تلخ نسلی است که عمری را برای ایجاد ارتباط میان مردم در جعبه جادو صرف کرد، اما خود در پاییز عمر با سکوت و خلوت خانه تنها ماند؛ هشداری عاطفی که بهسرعت در میان مخاطبان دستبهدست شد و موجی از همراهی و توبیخ وضعیت اجتماعی امروز را پدید آورد.
مسعود فروتن لاریجانی، زاده واپسین روزهای سال ۱۳۲۴ در شهر آمل، چهرهای است که نامش با روزهای شکلگیری ساختار حرفهای تلویزیون در کشور گره خورده است.
برزو ارجمند با گریه: از مهاجرت پشیمانم و مسافرکشی میکنم
او جزو نخستین پیشگامانی بود که در سال ۱۳۵۰ دوره کارگردانی تلویزیونی را در «مدرسه عالی تلویزیون و سینما» به پایان رساند و چند سال بعد، در میانه دهه پنجاه، با ورود به دانشکده هنرهای دراماتیک مدرک کارشناسی کارگردانی سینما را نیز در کارنامه تحصیلی خود ثبت کرد.
پنج دهه فعالیت در مقام نویسنده، مجری آرام و باوقار، و کارگردان دهها اثر شاخص در رادیو، تئاتر تلویزیونی و رسانه ملی، او را به یکی از سرمایههای معتبر هنر نمایش بدل ساخت.
با این حال، بخش شخصی زندگی این هنرمند در سایه کار فشرده و فرازونشیبهای روزگار سرنوشت دیگری پیدا کرد. ازدواج او در اوایل دهه پنجاه خورشیدی با سیمین هاشمی، گوینده سرشناس وقت رادیو و تلویزیون، پیوندی کوتاه بود که خیلی زود به جدایی انجامید. حاصل این زندگی مشترک دختری به نام ترنج بود؛ فرزندی که سالهاست فرسنگها دورتر از زادگاه پدر، در ایالات متحده به حرفه پزشکی اشتغال دارد. شاید ریشه همان حسرتی که در استودیو هویدا شد، در همین دوری جغرافیایی و خانهای خالی نهفته باشد؛ تصویری از پدری که تصویرش سالها میهمان خانه ایرانیان بود، اما اکنون دستش از در آغوش کشیدن فرزند و لمس نزدیک مهر خانوادگی کوتاه است.





